ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

133

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

پذيرايى مجلل و شايانى نيز از سوى كاروان‌دار ( - مقوم المحمل ) برگزار شد . اين ضيافت به خاطر خدا و گل روى ما نبود بلكه به خاطر ليرهء طلاى ( - جنيه ) مصرى و گرفتن شهادت نامه‌اى از ما ، در استفاده نمودن كاروان از تعداد بيشترى از شتران بود تا نوشتهء ما را به رؤيت وزارت دارايى يا جنگ مصر - در صورتى كه مربوط به ارتش باشد - ارائه دهد و هزينهء آن را دريافت دارد . نامبرده از من ، اين چنين درخواستى را داشت . پس از رد خواستهء وى به دو گفتم : اگر تعداد شترانى بيشتر از مقدار مقرر استفاده كرده باشيم ، من آمادگى دارم براى هر كدام همانند كرايه‌اى كه از افراد معمولى دريافت مىشود از مال شخص خود ، پرداخت كنم . او در جواب گفت : ما راضى به ضرر تو نيستيم . بلكه آنچه سود تو است سود من هم هست . اينجا بود كه او را نصيحت كرده ، گفتم : لازم است كه از راه حق و عدالت خارج نگردد و مال حرام از همان راهى كه وارد شده ، بيرون مىرود و به دو خاطرنشان ساختم كه ما براى انجام دستورات دينى و مذهبى و اعتلاى آن به اينجا آمده‌ايم و از درگاه احديت ، گذشت از گناهان خود را طلب كرده‌ايم ، نه آن كه مجدّدا ، خود را به گناه آلوده ساخته و به اموال مردم خيانت كنيم و مصالح آنان را زير پا بگذاريم ! او پس از آن كه موضع محكم ما را ديد ، فهميد كه راهى جز سكوت ندارد . جمع‌آورى كمك براى راه آهن حجاز به فرمان حكومت شريف مكه ، براى كمك به احداث راه آهن حجاز ، تمامى حجاج به جز فقيران ، ملزم به دادن يك ريال گرديدند و مطوّفين شروع به جمع‌آورى و تحويل روزانهء آن به شريف شدند . بعضى از حجاج از پرداخت آن امتناع كردند و گروهى ديگر از سوى خود و ساير افراد كاروان مبلغ ياد شده را پرداختند . احمد بك جمل كه يكى از اعيان و بزرگان منصوره بود خود به تنهايى مبلغ يكصد جنيه پرداخت . همچنين احمد بك الضىّ ده جنيه و پادشاه مكله و شحر ( دو بندر در كنار خليج عدن ) عوض بن عمر القعيطى مبلغ بيست هزار روپيه ؛ يعنى مبلغى معادل 3 / 1 1333 لير انگليسى و گروه بسيارى از ثروتمندان ، مبالغ قابل توجهى را پرداختند كه از مقدار آن آگاهى دقيقى نداريم .